تعریف دانشجو: موجودى نحیف، عصبى، بى پول و شبیه به انسان! كه از تخم مرغ، گوجه و نیكوتین تغذیه می كند و دشمنى عجیبى با كتاب دارد.
لره ميخواسته يك كبريت سوخته رو روشن كنه، هرچی ميزده كبريت مادرمرده روشن نميشده. رفيقش بهش ميگه: بابا خوب شايد كبريتش خرابه! لره ميگه: نه بابا، همين پنج دقيقه پيش روشن شد!
به لره ميگن: يه ميوه خوشمزه، آبدار و شيرين نام ببر. ميگه: خيار! بهش ميگن: خيار كجاش آبدار و شيرينه؟ لره ميگه: شما اونو با چايی شيرين بخور، نظرت عوض ميشه!
دوتا جوجه از بچگی عاشق هم بودن، وقتی بزرگ میشن میبینن هر دوتا خروس هستند! نکته انحرافی: تا جوجهای، عاشق نشو!!